|

سلام.......... ببخشید این چند وقته سرم شلوغ بود نتونستم آپ کنم
یه چند بیتی مناظره ی زیر و گفتم امیدوارم که منظورم و بفهمید
گفت که بگم دل به چه سازی و بنازی؟
گفتم تو بگو هست دلی که آن رابشناسی؟
گفت مگر اینجا دیار عشق و عدل نیست؟
گفتم آری جز نامی بیشتر از عشق و عدل نیست
گفت تو را به چه سبب دل بشکست؟
گفتم بیشتر از آن است که دلها بشکست
گفت که چنین پست بکرد با تو به آیین
گفتم که مپرس او نداند چه آیین
گفت به روز حساب مگر او باکی ندارد؟
گفتم اگر او رحم به جانها بگزارد
گفت پس او قاتل بباید به جان
گفتم که شاید کشته است جان به جان
گفت چرا بس همه را خاموشی است
گفتم صبر کن طلوع نزدیک است
گفت مگر این نام حکومت حق خدا نیست
گفتم که خدا داند و آن نام به حق نیست
|